اشعار آیینی

یا حضرت هو

اشعار آیینی

یا حضرت هو

از لذت دیدار شما خواب ندارم

سلام خدمت همه دوستان عزیز ؛ در زیر شعری از محبوبترین

شاعر همشهری ((آقای سید حسین سیدی)) را آورده ام،

امیدوارم که لذت ببرید.


در باغ دلم یک گل شاداب ندارم

از لذت دیدار شما خواب ندارم

 

صد دفتر صد برگ پر از شعر سپید است

در شان شما یک غزل ناب ندارم

 

دفترچه عمرم شده پر خاطره ی تلخ

یک خاطره از کوچه و مهتاب ندارم

 

آنقدر شدم چشم به راه تو که دیگر

چشمی که کنم عکس تو را قاب ندارم

 

عشق است همان مرثیه لیلی و مجنون

یک شعر غزل وار در این باب ندارم

 

برگرد که این معرکه آغاز نگردد

من تاب غم غصه سهراب ندارم

 

((دل مملوء درد است که در پیش شما هم

حتی سخن از این دل بیتاب ندارم

 

بغضی که گرفته نفس راه قلم را

له می کندم آه که ارباب ندارم

 

آن قدر خیالت،غزلم ذوق زده کرده است

من فکر به جز غصه ی سرداب ندارم))

 

این شعر فقط گوشه ای از حرف دلم بود

من کار به ایجاز و به اطناب ندارم

با عرض معذرت سه بیت داخل گیومه از بنده ی حقیر است(محسن ابراهیمی پور).

تقصیر ماست...

تقصیر ماست غیبت طولانی شما

بغض گلو گرفته ی پنهانی شما


بر شوره زار معصیتم گریه می کنی

جانم فدای دیده ی بارانی شما


پرونده ام برای شما دردسر شده

وضع بدم،دلیل پریشانی شما


ای وای من! که قلب شما را شکسته ام

آقا چه شد تبسم رحمانی شما؟!


ای یوسف مدینه مرا هم حلال کن

« عفو و گذشت» سنت کنعانی شما


آیا حقیقت است که اصلا شبیه نیست؟!

رفتار ما به رسم مسلمانی شما


ایران ما اگر چه بسی شاه دیده است!

چشم امید بسته به سلطانی شما


صدها هزار نوح و سلیمان نشسته اند

در انتظار منسب دربانی شما


عشاق شهر یکسره تعریف می کنند

از لحن و صوت مکی قرآنی شما


نشنیده یاد روضه ی گودال کرده ام

دل می برد تلاوت روحانی شما


این اشک روضه حال مرا خوب کرده است

رد خور نداشت، نسخه ی درمانی شما


« یا فارس الحجاز» برایم دعا کنید

درمانده است شاعر ایرانی شما 

وحید قاسمی