اشعار آیینی

یا حضرت هو

اشعار آیینی

یا حضرت هو

ای آفتاب سایه نشین در مدار تو

روشن شده است چشم شب از انتظار تو


 ای آفتاب سایه نشین در مدار تو


هر صبحدم به تیرمناجات می شود

 

چابکترین غزال اجابت شکار تو


دیگرشگفت نیست مسیح آفرین شوی


 گل های مریم اند همیشه کنارتو


باشد فدک به دست تو یا دست دیگری


 سبز است باغ های خدا ازبهارتو


افطارتو نخواست که انفاق جان دهد


هرچند جان نداشت لب روزه دارتو


گفتی امام نیزهمانند کعبه است


 ای پاسدار قبله شدن افتخار تو


جوشید درزلالی اندیشه حسن صلحی


 که جاری است چنان چشمه سارتو


آری چه خوش نشست درآیینه حسین


 تصویری ازحماسه خورشید وارتو


جای توراکه هیچ کسی پرنمی کند


زینب مگر هماره شود یادگارتو

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد