اشعار آیینی

یا حضرت هو

اشعار آیینی

یا حضرت هو

« یک دم علی علی نکنم هار می شوم»

  با یک نگاه محرم اسرار می شوم

 پروانه وار میثم تمار می شوم 


   سرمست جرعه های توام،حضرت شراب

 من جای کعبه،میکده هوشیار می شوم 


  کار از جنون و مستی و دیوانگی گذشت

 « یک دم علی علی نکنم هار می شوم» 


  از خواب مرگ گر ز مزارم گذر کنی

 من با صدای پای تو بیدار می شوم 


  تنها به این خوشم که قدم رنجه می کنید

 هنگام مرگ لایق دیدار می شوم 


 تو قاتل منی،همه ی شهر شاهد است

 با حلقه های زلف تو بر دار می شوم 


   غیر از غلامی تو به دردی نمی خورم

 بیرون کنی!؟ به فاطمه بیکار می شوم 


وحید قاسمی

به مناسبت هفته وحشت

رفتن به بهشت قرب حق آسان است

راهی که علی رفت ره رضوان است  


ای سنــی بدبخــت به بــی راهِ مـرو

این ره که تو میروی به ترکستان است

برگرد،آقا..

پشت ماشین نوشته بود،برگرد،آقا

ناگهان وحی شعر من آمد،چه کرد،آقا  


در میان شهر و پشت ماشین ها

مگر به یاد بیافتم،پر درد،آقا 


چه سخت میگذرد این نفسهای بی شما

هجر طولانی تان،از ما و عملکرد،آقا 


عذاب میدهد فکر مرا هجرت شما

چه قدر انکار میگویم،قر کرد،آقا 


در هجوم سیل عشاقان سرمست

ذره ای به حساب نیایم،من طرد،آقا 


هر غروب تلخ آن روز بد آشوب

زیر تیغ آفتاب،یخ کرد،آقا 


کتاب ها نوشتم،از فراق،در خیال

سرد و زرد و فرد،ای مرد،آقا 


من هم بگویم لکنتی شاید اثر کرد

بابا برای عهد خوبان،برگرد،آقا 


سروده:محسن ابراهیمی پور

از لذت دیدار شما خواب ندارم

سلام خدمت همه دوستان عزیز ؛ در زیر شعری از محبوبترین

شاعر همشهری ((آقای سید حسین سیدی)) را آورده ام،

امیدوارم که لذت ببرید.


در باغ دلم یک گل شاداب ندارم

از لذت دیدار شما خواب ندارم

 

صد دفتر صد برگ پر از شعر سپید است

در شان شما یک غزل ناب ندارم

 

دفترچه عمرم شده پر خاطره ی تلخ

یک خاطره از کوچه و مهتاب ندارم

 

آنقدر شدم چشم به راه تو که دیگر

چشمی که کنم عکس تو را قاب ندارم

 

عشق است همان مرثیه لیلی و مجنون

یک شعر غزل وار در این باب ندارم

 

برگرد که این معرکه آغاز نگردد

من تاب غم غصه سهراب ندارم

 

((دل مملوء درد است که در پیش شما هم

حتی سخن از این دل بیتاب ندارم

 

بغضی که گرفته نفس راه قلم را

له می کندم آه که ارباب ندارم

 

آن قدر خیالت،غزلم ذوق زده کرده است

من فکر به جز غصه ی سرداب ندارم))

 

این شعر فقط گوشه ای از حرف دلم بود

من کار به ایجاز و به اطناب ندارم

با عرض معذرت سه بیت داخل گیومه از بنده ی حقیر است(محسن ابراهیمی پور).